اصول برنامه امام مهدی پس از ظهور

برای آشنایی با اصول و جزئیات برنامه کلی الهی در دوران پس از ظهور، باید بار دیگر به آنچه در مقدمه گفته شد توجه نمود و آن این که: پژوهندهای که در دوران پیش از ظهور میزید نمیتواند ژرفای حقیقی رویکرد قانونی و فکری عمیقی را که در دوران پس از ظهور بر جهان حاکم میشود، به درستی درک نماید. لذا همان بهتر که جزئیات و فروعات این بحث تا زمان تحقق آنها در عالم غیب دست نخورده باقی بماند.
یک پژوهشگر، تنها میتواند خطوط کلی و مسائل مهم و عمومی دوران پس از ظهور را آن هم در چارچوب فرهنگ اسلامی موجود در عصر خویش درک نماید.
به این ترتیب یکی از نقاط اختلاف بین آن دو برنامه را میشناسیم. برنامه پیشین الهی برای آن
تاریخ پس از ظهور ،ص:۹۴
بود که انسانهای گذشته و حاضر را به سوی اهداف مطلوبش سیر دهد … به تعبیر روشنتر ما به دلیل زیستن در زمان پیش از ظهور با برنامه اول زندگی میکنیم و بدین جهت آگاهی ما از جزئیات این برنامه (از طریق اصول کلی و شناخته شده و نیز از طریق آنچه که بالعیان مشاهده مینماییم مانند برخی جزئیات که تحقق پیدا کرده) تا حدّ زیادی میسر است؛ اما برای شناخت برنامه الهی برای دوران پس از ظهور با موانعی روبرو هستیم:
۱٫ فاصله زمانی ما با آن دوره، به طوری که نمیتوان رویدادهای آن را شخصا مشاهده کرد؛
۲٫ برای شناخت آن دوره، بیشتر به اصول کلّی بسنده میشود. این اصول، تنها به کلیات میپردازد و از بیان جزئیات در میماند؛
۳٫ ما از قوانین جدید و نظام حکومتی که در آن عصر اعلان خواهد شد (یعنی همان چیزی که راه ما را برای شناخت این برنامه هموار میسازد) بیاطلاع هستیم.
(۱) برنامه الهی برای دوران پس از ظهور از سه جهت قابل بررسی است:
محور اول: درباره ویژگیهای کلی جامعهای که نقطه عزیمت این برنامه است، باید گفت آن جامعه، جامعهای جهانی است که حکومت امام مهدی علیه السّلام در آن استقرار یافته و برای نخستین بار عدالت کامل در آن پیاده خواهد شد. معنای «پیاده کردن عدالت کامل» این است که حاکمیت فراگیر در جهان بر پایه عدل استوار شده باشد و هر گونه مانعی از سر راهش برداشته شود. البته این بدان معنا نیست که در همان آغاز، تک تک افراد اجتماع شخصیتی اسلامی، عادل و کامل پیدا مینمایند.
(۲) امام مهدی علیه السّلام- همان طور که به تفصیل خواهیم گفت- افراد بسیاری را که در آزمایشهای موجود در برنامه گذشته الهی مردود شدهاند و برای عدالت کامل در اجتماع جدید، خطری بالفعل محسوب میشوند، خواهد کشت. اما با وجود این تصفیهها، همچنان کاستیها و ضعفهایی باقی خواهد ماند که وظیفه بر طرف کردن آنها که طبیعتا با نیروی نظامی هم امکانپذیر نیست، به طور عام بر عهده برنامه جدید و به طور خاص بر عهده امام علیه السّلام میباشد. (۳) در اینجا برخی از این کاستیها و نقایص را میآوریم:
الف) وجود اهل ذمه که پیرو پیامبران گذشته میباشند. در زمان دولت جهانی به آنان- طبق قواعد اسلامی که اینک میشناسیم- اجازه داده میشود که در برابر پرداخت جزیه بر دین خود باقی بمانند و یا در صورت تمایل به اسلام بگروند؛
ب) وجود پیروان مذاهب مختلف اسلامی که به معارضه با نظام جدید نپرداختهاند؛
ج) نقص و کاستی فرهنگ عمومی اسلامی نسبت به جهانی که برای اولین بار با قوانین اسلام روبرو میشوند. آنها مردمانیاند که تا پیش از ظهور در کفر به سر میبرند ولی پس از آن اسلام میآورند؛
د) نقص و کمبود فرهنگ عمومی اسلامی در میان خود امّت اسلامی به دلیل دوری آنها از اسلام حقیقی در طول عصر فتنهها و انحرافها؛
ه) نقص و کمبود فرهنگ اسلامی در امّت اسلامی به طور خاص و در کل بشریت به طور عام، نسبت به قوانین جدیدی که امام مهدی علیه السّلام صادر خواهند فرمود و نیز اندیشههای عمیقی که مطرح
تاریخ پس از ظهور ،ص:۹۵
مینمایند؛
و) ضعف اخلاص و نیروی اراده در نزد بیشتر مسلمانان؛ زیرا ثمره و محصول برنامه اول الهی به وجود آمدن اخلاص عمیقی بوده است که تنها در نزد بخش اندکی از مسلمانان به فعلیت رسیده و این اثرگذاری در مجموعه امت اسلامی روی نداده است و البته این امری طبیعی است زیرا زمین را ظلم و ستم و انحراف پر کرده است.
(۱) اینها مهمترین ضعفها و نقایص از جنبه دینی است و جامعهای که امام مهدی علیه السّلام برای نخستین بار با آن روبرو میشود مالامال از آنهاست. نیز اینها تآثیرگذارترین مسائل در بنای دولت جهانی میباشد. چون قبلا دانستیم که اسلام، برنامه کامل و عادلانهای است که آن حضرت پیاده خواهد کرد و امّت اسلامی آن امّت پیشگامی است که در نوک پیکان تلاشهایی قرار دارد که آن دولت را بنا مینهد؛ در نتیجه هر مشکلی که در این امت وجود داشته باشد به معنی وجود مانع در راه نیل به هدف تاسیس دولت جهانی است.
برگرفته از کتاب تاریخ پس از ظهور نوشته آقای محمد صدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *