اشعار ولادت امام زمان (عج) – یـا رب آن مـهدی مـا را بـرسان

یـا رب آن مـهدی مـا را بـرسان
مـعدن مـهر و وفـا را بـرسان

گـشته دلهـا هـمه دیـوانه او
حـامی دیـن خـدا را برسان

برخیز که حـجت خـدا مـی آیـد
رحـمت ز حـریم کـبریا مـی آیـد

از گـلشن عسگری گذر کن کامروز
بـوی گـل نـرگس از فضـا مـی آیـد

مـنتظران نـیمه شـعبان رسـید
بـر تـن بی جان جـهان جان رسـید

مـژده به یاران که صفا آمده اسـت
ایـمنی و مهر و وفـا آمـده اسـت

جلوه گـر حُـسن خـداوند ز نـور مهدی اسـت
اهـل دل را شـرف درک حـضور مـهدی است

از خـداوند در ایـن روز و شب بـا بـرکت
عـیدی مـا همه دیـدار و ظـهور مـهدی است

بـه سـر غـیر از تـو سـودایی نـدارم
به دل جـز تـو تـمنایی نـدارم

خـدا داند کـه در بـازار عـشقت
به جـز جان هیچ کالایی نـدارم

اسـیر پـنچه دردیـم بـی تـو
بـهار آمـد ولی زردیم بـی تـو

اگـر چـشم انتـظار تـو نـبودیم
در این دنـیا چه می کردیم بی تو؟

یا تو بودن آرزوی هر دلـی اسـت
یاد تو خود زینت هر محفلی است

عشق تو چون ماهتابی پر فـروغ
روشنایی هر سرای و منزلی است

نظری کن که دل غمزدگان شاد شود
گذری کن که جهانی ز غم آزاد شود

رفتی و قلب محبان ز جفا ویران شد
تو بیا تا ز قـدومت هـمه آبـاد شـود

نشـانم ده جـمال حـق نـمایت
کـجایی تـا کـنم جـان را فـدایت

اگـر چه جان مـن ارزش نـدارد
جـز آن چـیزی نـدارم رو نـمایت

اگـر بـینم جـمال دلـربایـش
کـنم جان را نثار خـاک پـایش

نگـردد نـاامـید از درگـه او
گـدای دردمـند و بـینوایش

یـوسف فـاطمه، دسته گل حیدر
گـل زهـرایی و دلـبر پیـغمبری

تو میان گلها از هـمه زیـباتری
بـا دو چشـم سیه از همه دل می بری

گل نـرگس دلم مـال تـو بـاشد
دو چـشـمانم بـه دنـبال تـو باشـد

نـمازم دیـدن روی چـو مـاهت
چه سـازم قـبله ام خـال تـو بـاشد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *