اشعار ولادت امام زمان (عج) – هنگامه عید خواهد آمد

هنگامه عید خواهد آمد
بر شیعه نوید خواهد آمد

کوتاهی پنجشنبه شب ها
فردای رشید خواهد آمد

از سمت حجاز پادشاهی
با اسب سفید خواهد امد

در فصل ستیز ، دیر یا زود
خونخواه شهید خواهد آمد

در منظر چشم های پر یأس
یک روز امید خواهد آمد

می آید و نیست می شود هست
می تازد و ذوالفقار در دست

او مهدی صاحب الزمان است
در ثانیه های بی نشان است

در ساحت قدسی خداوند
طاووس همیشه ی جنان است

سیلاب نخست نام زیباش
مهتاب زمین و آسمان است

سنش شده حول و هوش ده قرن
با این همه چهره اش جوان است

دجال برای کشتن او
گر در صدد تیر کمان است

آنجا که عقاب پر بریزد
از پشه لاغری چه خیزد؟

او عشق مجسم است مردم
پس منجی عالم است مردم

او دیده هر آنچه ما شنیدیم
راوی محرّم است مردم

هنگام ظهور او بساطِ
غم نیز فراهم است مردم

روضه است که وقت آمدن ، بر
هر کار مقدم است مردم

او کوچه زیاد دیده در شهر
با فاطمه محرم است مردم

از مصلح این جهان خبر نیست
تا سیصد و سیزده نفر نیست

تصویری از انتظار هستی
آیینه ی کردگار هستی

مجموعه یازده مفصل
هم فرد هم اختصار هستی

ای منتقم حسین مظلوم
تو وارث ذوالفقار هستی

از قبر برون کشی سه ملعون
پس صاحب اختیار هستی

پنهان قبیله های بالا
تو بارز و آشکار هستی

غم خوار تمام شیعیانی
تک منجی آخرالزمانی

تو اوی منی ، شمای دوری
ایشان عزیز مای دوری

در گوش به اصطلاح جانم
نزدیک ترین صدای دوری

گاهی به غریبه هم محل ده
یعنی که تو آشنای دوری

اینجا همه چیز – غیر تو – هست
آقای گلم کجای دوری ؟

احوال زِ ما اگر بپرسی
خوبیم فقط گلایه دوری

تا جمعه تابناک دیدار
خورشید زمین خدانگهدار

شاعر:مسعود یوسف پور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *