اشعار ولادت امام زمان (عج) – سحرگاهان نسیمى عیسوى دم

سحرگاهان نسیمى عیسوى دم
مشام خاکیان را کرد خرّم

گلى در ماه شعبان زاد نرگس
که شعبان شد ز میلادش معظّم

برآمد آفتابى کز فروغش
گرفته روشنى ذرّات عالم

تماشا کن حریم عسکرى را
که شد جشنى بهشت آیین فراهم

به دامان حسن فرزند پاکى است
که نور از چهره ‏اش تابد دمادم

به فرش آمد فرود از عرش جبریل
که گوید نور حق را خیر مقدم

گلى بشکفته در گلزار زهرا
ز نرگس میوه ى بستان مریم

گلى با حوریان خلد دمساز
گلى با طایران قدس همدم

به صورت مطلع انوار بى چون
به سیرت مظهر اسماء اعظم

بنام و کنیت و آداب محمود
محمد فخر فرزندان آدم

جمال احمدى در او مصوّر
کمال سرمدى در او مجسّم

نشان‏ها دارد از نور مکارم
بر آن سسیما ز اجداد مکرّم

بیا اى وارث دیهیم لولاک
که دارى خاتم شاهى ز خاتم

سریر معدلت شایسته ى توست
که بر سلک سلاطینى مقدّم

تو فرمان ده که بر فرمانروایان
تو را فرمانروایى شد مسلّم

ز بن برکن بناى ظلم و آشوب
که اوضاع جهان گردد منظّم

تویى مصلح به نور عدل بزداى
سواد ظلمت از دنیاى مظلم

تویى گنجینه ى آیات قرآن
که قرآن را تویى برهان محکم

بیا اى مونس شب زنده‏داران
حریم حق ندارد جز تو محرم

قدم بر کلبه ى احباب بگذار
که جمع ما پریشان است و درهم

بیا اى ابر رحمت، خستگان را
بشوى از دل، غبار محنت و غم

ز درمان عاجزند این چاره جویان
تو بر زخم بشر بگذار مرهم

خوش آن روزى که بهر ختم پیکار
برافرازد سروش صلح پرچم

بجوشد چشمه ى عدل الهى
فرو ریزد، بناى ظلم از هم

شود آباد از او دنیاى ویران
شود روشن از او اسرار مبهم

»رسا« این موهبت زین آستان یافت
شد از این منبع الهام، ملهم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *