اشعار ولادت امام زمان (عج) – رؤیا به سر رسید حقیقت به بار شد

رؤیا به سر رسید حقیقت به بار شد
دوران وصل و خاتمه انتظار شد

دنیای منجمد شده از سردی گناه
از داغ برق چشم خمارت بهار شد

پایان خواب سرد و سیاه سپیده است
آغاز صبح دائمی روزگار شد

ما دست و پا زدیم دوامی بیاوریم
تو آمدی و یاد خدا ماندگار شد

یا طلعه الرشیده و یا قره الحمید
دنیا برای آمدنت بی قرار شد

خوش دارم عاقبت که بگویند جای پات
روزی به قبر نوکرتان یادگار شد

ای آرزوی گمشده خاکیان بیا!
یک آن پدر به دیدن فرزندتان بیا!

عالم صدای پای شما را شنیده است
دیگر زمان آمدنتان رسیده است

دنیا طُفیلی سرتان چرخ می خورد
روزی هزار بار به دورت دویده است

این جا زمین برای شما دست و پا زده
هر طور هست ناز شما را خریده است

آقا بیا که نوبتی ام هست وقت ماست
بی تو غرور شیعه تان لطمه دیده است

آن کس که چشم های شما را رقم زده
ما را فدایی سرتان آفریده است

بر ما هر آن چه خیر رسیدست تا به حال
از عطر لحظه های قنوتت رسیده است

امسال روز نیمه شعبان کجا شوی؟
ما که نمرده ایم تو تنها چرا شوی؟

محراب لحظه های دعایت چه دیدنی ست
قرآن بخوان چقدر صدایت شنیدنی ست

آقا بگو قرار شما با خدا کی است؟
آیا حیات ما به زمانت رسیدنی ست

یک آن اگر نقاب از آن چهره وا کنی
انگشت هر پیمبری آن جا بریدنی ست

این نازها که می چکد از راه رفتنت
حتی به پیشگاه خدا هم خریدنی ست

گرد و غبار مانده به نعلینتان به ما
بهتر ز چشمه های بهشتی چشیدنی ست

خسته شدی بیا و کمی گرد راه گیر
چشمان ما به پای قدومت دریدنی ست

هر ثانیه بدون شما سال می شود
دنیای ما بدون تو دنبال می شود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *