اشعار ولادت امام زمان (عج) – ای آخریـن امید رسـالت خوش آمدی

ای آخریـن امید رسـالت خوش آمدی
خورشید آسمـان عـدالت! خوش آمدی

سر تا به پات قدر و جلالت! خوش آمدی
بنیان‌کن اساس ضلالت! خوش آمدی

با مقدم تو گشت زمین رشک آسمان
عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

اسلام بـا ولادت تـو بـاز جـان گرفت
روی ندیـدۀ تـو دل از آسمـان گرفت

دیـن بـا ولایتت شرف جاودان گرفت
«حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت»

جاء الحقت رسید بـه گوش جهانیان
عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

ای از خدا سلام به جسم و به جان تو
آوای وحـی می‌شنـوم از زبـان تو

دل‌بـرده از پـدر ز مـلاحت بیان تو
قرآن بخوان که بوسه زند بر دهان تو

ای عمر وحی از نفست گشته جاودان
عجل علـی ظهورک یا صاحب‌الزمان

میـلاد تو ولادت خوبان عالم است
عید هزار موسی و عیسی‌بن‌مریم است

میـلاد اهـل‌بیت رسول مکرم است
میـلاد دیگـر شهـدای مکرم است

میـلاد سیدالشهـدا را دهـد نشـان
عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

بازآ که اولیای خـدا چشم‌شـان به توست
یـاران سیدالشهـدا چشم‌شـان به توست

سرهای تشنه گشته جدا، چشم‌شان به توست
مکه، مدینه، کرب‌و‌بلا چشم‌شان به توست

کعبه گشوده چشم به راه تو همچنان
عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

ما از تو دور و جای تو پیوسته بین ماست
روی ندیـده‌ات همـه جا نور عین ماست

چشم انتظار ماندن ما دین و دِین ماست
جمعـه گـواه نالـۀ ایـن الحسین ماست

یک جمعه این سوال نیفتاده از زبان
عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

تو خود شبان و این رمه در انتظار توست
چشم جهانیـان همـه در انتظار توست

مولا! بیـا کـه فاطمـه در انتظار توست
خورشید نهـر علقمـه در انتظار توست

بر بازوی عموی خود این جمله را بخوان
عجـل علی ظهـورک یا صاحب‌الزمان

تو غایبی و خلق جهان در حضور توست
ملک خـدای عزوجـل غـرق نـور توست

جای تو خالی است و جهان پر ز نور توست
آقـای عیدهـا همـه روز ظهـور توست

از چشم ما نهانی و در عالمی عیان
عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

بی تـو شـب سیـاه شـده روزگار ما
بی ‌تو شده است خنده گل نیش خار ما

رنـگ خـزان گرفتـه سراسر بهـار ما
بـازآی ای قـرار دل بـی‌قـرار ما

بازآ که ذکـر مـا شده الغوث الامان
عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

کی می‌شود که پای به چشم بشر نهی؟
عمامـۀ رسـول خـدا را به سر نهی

بر قلب دشمنـان ولایت شـرر نهی
تا یک نظر به جـانب اهل نظر نهی

رخ بر تمـام منتظـرانت دهـی نشان
عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

ای زخـم پیکـر شهـدا بی‌قرار تو
چشم علی به دست تو و ذوالفقار تو

فریـاد انتقـام شهیـدان شعـار تو
لبخند می‌زند عموی شیرخوار تو

کای دست انتقـام خداونـد لامکان!
عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

دست حقّی و کاتب لوح و قلم تویی
بهـر ظهـور، بیـن امامان علم تویی

بگشای رخ که هادی کل امم تویی
مـولا! بیـا! بیـا! کـه امام حرم تویی

گویـد بـلال بـر تـو به بام حرم اذان
عجل علی ظهورک یا صاحب‌الزمان

ای دست اولیـای الهـی به دامنت
جوشن کبیر در صف پیکار جوشنت

پیـراهن حسیـن، بـرازندۀ تنـت
«میثم» تمام چشم شده بهر دیدنت

چشمش بود به راه تو، اشکش به رخ روان
عجـل علـی ظهورک یا صاحب‌الزمان

شاعر : غلامرضا سازگار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *