اشعار ولادت امام زمان (عج) – امشب همه جا موج زند نور ولایت

امشب همه جا موج زند نور ولایت
افتاده به سرها همه دم شور ولایت

گردیده سماوات و زمین طور ولایت
از پرده در آمد مه مستور ولایت

گردیده ملک گرم ثنا گستری امشب
گویند ثنای حسن عسگری امشب

برخیز و بزن خنده که گل خنده زن آمد
با خنده ی گل بر لب بلبل سخن آمد

خورشید فروزنده مه انجمن آمد
فرزند رضا را حسن آمد حسن آمد

عالم همه غرق شعف و عشرت و شادی است
میلاد گرامی خلف حضرت هادی است

نخل نبوی را ثمر است این ثمر است این
چرخ علوی را قمر است این قمر است این

فخر دو جهان را پسر است این پسر است این
بر مصلح عالم پدر است این پدر است این

این شیعه و این مشعل انوار هُدایش
ای جان همه عالم وآدم به فدایش

روئیده گل تازه آمال محمد
یا مهر فروزنده اقبال محمد

یا صفحه ی رخسار و خط و خال محمد
یا آمده دوم حسن از آل محمد

از سامره تابیده به عالم جلواتش
پیوسته فرستید درود و صلواتش

این گوهر ده بحر خروشنده دین است
این کعبه امید دل اهل یقین است

این عرش خداوند تعالی به زمین است
این نجل دهم وحجت خلاق مبین است

در سجده ملائک به یسار و به یمینش
تابنده بود جلوه ی مهدی ز جبینش

آینه ی حسن ازلی ماه جمالش
آیات لب حضرت هادی خط و خالش

یاد آور جاه نبوی قدر و جلالش
جبرئیل فروماند در اوج کمالش

عالم همه مرهون وی و موهبت اوست گ
از سامره تا عرش خدا مملکت اوست

این اختر برج نقوی ماه تمام است
این فرش نشینی است که خودعرش مقام است

این حج و زکوه است و صلات است و صیام است
بر خلق امام است امام است امام است

قدر و شرف و عزت و جاه بشر از اوست
ای منتظران حجت ثانی عشر از اوست

ای ارض و سماوات همه سامره ی تو
ای چرخ برین نقطه ای ازدایره ی تو

ای مهر فلک ذره ای از نائره ی تو
ی زنده دل اهل دل از خاطره ی تو

از جود تو بس خاطره داریم حسن جان
ما آرزوی سامره داریم حسن جان

تو یازدهم اختر منظومه ی نوری
تو واسطه ی عفو خداوند غفوری

تو نور خدا در شجر وادی طوری
تو سر ّ أنا الحق به غیاب و به حضوری

من سائل لطف و کرم و جود تو هستم
با آن همه آلودگیم دل به تو بستم

ای فوج ملک را به درت عرض ارادت
سادات جهان از تو گرفته است سیادت

مهر تو بود مهر قبولی عبادت
قرآن به تو و پاکی تو داده شهادت

تو دست خداوند به تقدیر قضایی
فرزند علیّ ابن جواد ابن رضایی

قرآن به تو نازد که در او جلوه گراستی
ایمان به تو بالد که ورا را هبراستی

انسان به تو بالد که امام البشر استی
مهدی به تو در فخر که او را پدر استی

لطفی که مگر سائل هر روز تو باشم
خاک قدم عسگر پیروز تو باشم

ای عادت تو جود و مرام تو عنایت
ای مهر رخت مشعل انوار هدایت

ای یازدهم اختر تابان ولایت
قرآن سخن فضل تو را کرده حکایت

من « میثم » آلوده دل بی سر و پایم
از خویش مرانید که مداح شمایم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *