اشعار ولادت امام زمان (عج) – آروم آروم می باره می باره بارون

آروم آروم می باره می باره بارون
شده بازم ولوله توی آسمون

شد حکایت قصه ی لیلی و مجنون
ای امیر همه دلهای سرگردون

عشق دلها/ پسر زهرا/ علم عشق تو همیشه بالا
تو شبای شوم/ می رسی آروم/ تویی تو خلاصه ی چهارده معصوم

بی تو زندگی برام حرومه حرومه حرومه
با تو درد دنیامون تمومه تمومه تمومه

دل مستم بازم در انتظار تو
سر ما و شمشیر ذوالفقار تو

یعنی میشه من ببینم دربار تو
همه دنیا آقا میشن زوار تو

همه عشق من!/ حاجیا میگن/ دوس دارن دور چشم تو بگردن
کی میاد بارون؟/ بین چشمامون/ بزنی آتیش اون دو پست ملعون

آقا تو ذخیره ی خدایی خدایی خدایی
دیر شده پس کی آقا میایی میایی میایی

قراره که تو محل وهابیا
بارون خون راه بندازی یابن الزهرا

همه دنیا با دلهای مست و بی تاب
به تو میگن منتقم خون ارباب

میری کربلا / دیدن آقا/ زیارتنامه می خونی پایین پا
همه جا غوغاس/ مثل عاشوراس/ میری آقاجون سمت صحن عباس

آقا تو که آخرین امیری امیری امیری
یعنی میشه دستمو بگیری بگیری بگیری

شاعر : رضا تاجیک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *