از شناخت خداوند تا شناخت امام زمان (عج)

هدف از آفرینش، بندگی خداوند متعال است(۱) و اساس و پایه بندگی، شناخت او است.(۲) عالیترین تبلور این معرفت، شناخت پیامبر (ص) و اوصیای او است. بی گمان یکی از وظایف مهم بندگان در مقابل پروردگار، شناخت آن وجود مقدس است. این معرفت زمانی به کمال میرسد که پیامبران خداوند ـ به ویژه پیامبر خاتم (ص) ـ را به خوبی شناخته باشند. این مهم نیز حاصل نمی گردد؛ مگر با شناخت اوصیای او به خصوص آخرین حجّت الهی.
امام حسین بن علی علیهم السلام به اصحاب خود فرمود: «اَیهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلا لِیعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَهِ مَا سِوَاهُ»؛ «ای مردم! همانا خداوند متعال بندگان را نیافرید، مگر برای آنکه او را بشناسند. پس در آن هنگام که او را شناختند، بندگی او را خواهند کرد. و آن هنگام که او را بندگی کردند، با عبادت او از عبادت غیر او بینیاز میگردند». شخصی پرسید: «ای پسر رسول خدا! پدر و مادرم به فدایت، معنای شناخت خدا چیست؟» سالار شهیدان (ع) در پاسخ فرمود: «مَعْرِفَهُ اَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامهم الَّذِی یجِبُ عَلَیهِمْ طَاعَتُهُ»؛(۳) «معرفت خدا عبارت است از اینکه اهل هر زمان امامی را که اطاعتش بر آنان واجب است، بشناسد».
بنابراین به روشنی معلوم میشود که شناخت امام، از معرفت خداوند جدا نیست؛ بلکه یکی از ابعاد آن است. در دعایی صادر شده از ناحیه مقدسه آمده است:
«اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ نَبِیکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حجّتکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حجّتکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی»؛(۴) «خدایا! خودت را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، پیامبرت را نمی شناسم. خدایا! رسول خود را به من بشناسان که اگر رسول خود را به من نشناسانی، حجّت تو را نمی شناسم. خدایا! حجّتت را به من بشناسان که اگر حجّت خود را به من نشناسانی، از دین خود گمراه میشوم».
امامت نقش اساسی در حفظ نظام و کمال بشر و حرکت او به سوی خدا و اجرای احکام الهی دارد و اطاعت امر امام، از نظر شرع و عقل واجب است. از این رو در وجوب شناخت امام ـ بر حسب حکم عقل و شرع ـ جای هیچ گونه تردید و شبههای نیست؛ زیرا هم مقدمه اطاعت است و بدون وجوب آن، اطاعت و نصب امام بیهوده خواهد بود، و هم بر حسب آنچه در روایات استفاده میشود، بالخصوص واجب است.(۵)
امیرمومنان علی (ع) در این باره فرمود: «… وَ إِنَّمَا الائِمَّهُ قُوَّامُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ عُرَفَاوُهُ عَلَی عِبَادِهِ و لایدْخُلُ الْجَنَّهَ إلا مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ وَ لایدْخُلُ النَّارَ إِلامَنْ اَنْکَرَهُم»؛(۶) «پیشوایان، مدیران الهی بر مردمند و روسای بندگان او هستند. هیچ کس ـ مگر شخصی که آنها را بشناسد و آنان نیز او را بشناسند ـ وارد بهشت نخواهد شد. و کسی ـ جز آنکه آنها را انکار کند و آنان نیز او را انکار کنند ـ داخل دوزخ نگردد».
اگر برای کسی این معرفت به دست آمد، هرگز تقدیم یا تاخیر ظهور مهدی آل محمد (علیهم السلام) گرد ملال بر خاطرش ننشاند.
وقتی ابو بصیر از حضرتصادق (ع) پرسید: آیا برای من افتخار حضور درمحضر قائم آل محمد (علیهم السلام) حاصل میشود؟ آن حضرت فرمود: «اَ لَسْتَ تَعْرِفُ إِمَامَکَ»؛ «آیا امام خود را نمیشناسی؟» عرض کرد: میشناسم؛ به خدا سوگند! شما هستید.
پس آن حضرت فرمود: «وَ اللَّهِ مَا تُبَالِی یا اَبَا بَصِیرٍ اَلا تَکُونَ مُحْتَبِیاً بِسَیفِکَ فِی ظِلِّ رِوَاقِ الْقَائِمِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ»؛(۷) «به خداوند سوگند! [در این صورت] هیچ جای نگرانی نیست! اگر این توفیق را نیابی که به همراه قائم (عج) ، شمشیر به دست گرفته باشی»؛ یعنی، با این شناخت به درجه کسی رسیدهای که در جوار حضرت مهدی (عج)، در راه خدا به جهاد بر میخیزد.
امام همچنین میفرماید: «…اعْرِفْ إِمَامَکَ فَإِنَّکَ إِذَا عَرَفْتَ إِمَامَکَ لَمْ یضُرَّکَ تَقَدَّمَ هَذَا الاَمْرُ اَوْ تَاَخَّرَ وَ مَنْ عَرَفَ إِمَامَهُ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ اَنْ یقُومَ صَاحِبُ هَذَا الاَمْرِ کَانَ بِمَنْزِلَهِ مَنْ کَانَ قَاعِداً فِی عَسْکَرِهِ لا بَلْ بِمَنْزِلَهِ مَنْ قَعَدَ تَحْتَ لِوَائِهِ…»؛(۸) «امام خود را بشناس! پس همانا هنگامی که امام خود را شناختی، هیچ آسیبی به تو نخواهد رسید؛ از اینکه امر ظهور جلو بیفتد و یا اینکه عقب بیفتد. هر کس که امام خویش را شناخت و آن گاه پیش از آنکه صاحب الامر قیام فرماید از دنیا رفت، بسان کسی است که در سپاه آن حضرت حضور پیدا کرده است. نه، بلکه بسان کسی است که زیر پرچم ایشان حاضر شده باشد…».
۱- آیه:gو ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدونf ؛ ذاریات(۱۵)، آیه ۵۶٫
۲- «اول عباده الله معرفته». شیخ صدوق، توحید ، ص۳۴؛ شیخ طوسی، امالی، ص۲۲٫
۳- شیخ صدوق;، علل الشرایع، ج۱، ص۹٫
۴- کافی، ج ۱، ص ۳۴۲ .
۵- لطف الله صافی گلپایگانی، پیرامون معرفت امام۷، ص۶۹٫
۶- نهجالبلاغه، ص ۲۱۲، خطبه ۱۵۲٫
۷- محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج ۱ ، ص۳۷۱٫
۸- نعمانی، الغیبه، ص ۳۲۹، ح۲؛ کافی، ج۱، ص۳۷۱٫
برگرفته از کتاب درس نامه مهدویت نوشته:خدامراد سلیمیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *